أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

428

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

چون پشم رنگين خيده « 1 » كه بادى برآيد و آن را در هوا برد همچنين كوهها در آن روز در هوا پرّان گردد و ناچيز شود ، پس در اين روز آنكسى كه ترازوى وى گرانبار « 2 » باشد ببار طاعات و عبادات ؛ او در عيشى باشد پسنديده « 3 » و خوش ؛ از هول آن روز خائف و ترسان نباشد از براى آنكه جاى وى بهشت باشد ، و آنكس كه ترازوى وى سبك باشد از براى آنكه در كفّهء طاعاتش بار عبادات و خيرات نباشد جاى او و مسكن و مقام او در دوزخ دركهء باشد كه آن را [ هاوِيَةٌ ] خوانند . آنگه بر سبيل تهويل گفت : و تو چه دانى كه [ هاوِيَةٌ ] چيست ؟ ! و چه مقام است از دوزخ ؟ ! آنگه هم وى بيان كرد و گفت : آتشى است بغايت گرم و سوزان و گفته‌اند كه : مراد به [ موازين ] « جمع موزون » أعمال است ؛ يعنى بار كردارش گرانبار باشد ، و آن در كه را از دوزخ براى آن « هاويه » خوانند كه از همهء دركه‌هاى دوزخ دور تر باشد و آتش او گرمتر باشد . أبو صالح گفت : [ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ ] سر او فرو آينده باشد يعنى واشگونه « 4 » و منكوس در دوزخش

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ] آن روز كه مردمان مانند پروانهء چراغ باشند و پراكنده باشند گفتند : براى آن تشبيه كرد مردم را بپروانه كه پروانه خود را بر آتش زند و مردم آن روز در آتش افتند فرّاء گفت : چون ملخ پراكنده كه به زحمت بر يكديگر افتند » نگارنده گويد : وجه تقييد پروانه بچراغ معلوم است ؛ در صراح گفته : « فراش پروانهء چراغ » حتّى « پروانهء پا چراغ » اصطلاح است ؛ در بهار عجم گفته : « پروانهء پا چراغ كنايه است از عاشق ؛ محروم : « محروم ز وصل گلعذارم * پروانهء پا چراغ يارم » . و همچنين است « پروانهء شمع » . ( 2 ) - كذا در نسخهء قديم و در ساير نسخ : « گران » . ( 3 ) - « پسنديده » معنى [ راضِيَةٍ ] است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « كوفيان گفتند : [ راضى ] بمعنى « مرضىّ » است كقولهم : ماء دافق : أى مدفوق و بصريان گفتند : « [ راضِيَةٍ ] اى ذات رضى ؛ و مثله قولهم : تامر و لابن و سائف و نابل ؛ أى ذو تمر و لبن و سيف و نبل ؛ قال الشّاعر : و غدرتنى و زعمت * أنّك لابن و تامر اى ذو لبن و تمر » . ( 4 ) - « واشگونه » بمعنى واژگونه است مانند « باشگونه » ؛ در برهان قاطع گفته : « باشگونه بر وزن و معنى باژگونه است كه به عربى عكس و قلب خوانند » .